من تنها نبودم که ترک دیار وبلاگ کرده ام ،  دوستانی که همیشه می نوشتند نیز پای در این دیار سست کرده اند.

ما را چه می شود که از نوشتن افکارمان تردید می کنیم ؟!

آنقدر زندگی هایمان در هم تنیده است که خود را در لایه ی N ام گم می کنیم.

اولین باری که از نوشتن دست شستم، برای این بود که خود را در معرض قضاوت می دیدم، احساس کردم آدرس این امن ترین مکان را نباید به دست دیگران می دادم، چرا که مرا قضاوت می کنند و هر نوشته ای را با خود مقایسه می کنند و مدام می پرسند که منظورت با من بود که چنین نوشتی و چنان؟!