تا دنیا دنیا من تو رو دارم...
از اونجایی که دوباره با وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی آشتی کردم، یه سررفتم وبلاگ همکارم و فهمیدم دلیل اینکه مدتهاست اینجوری پکر و ناراحته اونی نیست که سعی می کنه توضیح بده، بلکه رفتن به خارج از کشور موقتی خواهرش برای تحصیل هستش! راستش پستی که نوشته بود، با توجه به شناخت و تحسینی که نسبت به زندگی و خانواده اش و روابطشون دارم دور از ذهن نبود، اما تاثیر گذاریش باعث شد که این پست رو تقدیم کنم به کسی که یه دونه خواهر برادرم توی این دنیاست!!!
تفاوت من و داداشم به متفاوتی اسم هامون میمونه!
یکی شرق و یکی غرب!
اما فکر میکنم همین تفاوت اسم ها، شخصیت های متفاوتی هم از ما ساخته!
اما قلبهامون واقعا برای هم می تپه!
وقتی این احساس رو به چشم خودم دیدم و با وجودم احساس کردم که بدترین تجربه ها و لحظات زندگیمون بوده، اما دستاورد خوبی توی اون آب گل آلود بوده!
تیپ احساسی ما کاملا باهم فرق می کنه ،من درابراز احساسات برون گرا تر هستم و اون به طبیعت مردانه درون گرا تر، واسه همینم یکمی باهم متفاوتیم!
فکرمیکنم اگه یه خواهر داشتم، هیچ تضمینی نبود که مثل دوقلوها باشیم، پس به برادرم میبالم و با هیچی عوضش نمی کنم!
اگه زندگی اونی نیست که ما میخواهیم، اما قطعا میتونیم و میتونم بگم سعی کردم اونیکه میبخوام ازش بسازم، واسه همینم خیلی سعی کردم اختلافات شدیدی که بینمون بوجود میاد رو بررسی و حل و فصل کنم!
یه بار معلم انگلیسیم که دوسش دارم و با هم یه جورایی دوست شدیم، در جواب sms تبریکی که براش فرستاده بودم جمله ی جالبی نوشت :
I Love the Way, u Remember me. Dooset Daram
این معنای عمیقی برام داره، راه عشق ورزیدن و دوست داشتن ما، به گوناگونی این دنیاست، پس چه بهتر که ما راه لذت بردن و جذب محبت رو برای خودمون چنین گوناگون بپذیریم ،...
پس داداشی من ، دوسِت دارم! برای همه اون جملات قصاری که میگی! برای محبتت که همیشه از یه راه متفاوت متبلور میشه!
سالهاییکه دور از خونه درس خوندی و درس خوندم، لحظاتیکه برای دیدنت لحظه شماری میکردم، ...
خانواده و روابط خانوادگی اون چیزایی است که نمیتونیم ازش رها بشیم، پس به جای اینکه درش تنیده بشیم از بافتن و طرح دادنش لذت ببریم.
پی نوشت :
دوست خوبم، امیدوارم بتونی جای خالی خواهرت رو با امید سفرکردن و رفتن و دیدنش کمی قابل تحمل تر کنی!